خوش امدید(avr)
اموزش میکرو کنترلر .اموزش انواع پروژه های رباتیک . ترفند ویندوز.عکس.ماهواره دی وی بی .لوگو رایگان
پیام مدیر
لینکدونی
بهترین ها
تبلیغات
منوی اصلی
(به خدای کعبه رستگار شدم)
توی نجف يه خونه بود که ديواراش کاهگلی بود
اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بودنصف شبا بلند می شد يه کيسه داشت که بر می داشتخرماو نون و خوردنی هرچی که داشت تو اون می ذاشتراهی کوچه ها می شد تا يتيما رو سير کنهتا سفره خاليشون رو پر از نون و پنير کنه شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه روتا پر از بارون بکنه باغ های بی شکوفه روبعد از علی کی ميتونه محرم راز من باشهدرد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه
رئوف
E-mail: raoof.sh@gmail.com
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
نویسندگان
لوگوی ما
اخبار ایران وجهان
امکانات