تبليغاتX
خوش امدید(avr)

اموزش میکرو کنترلر .اموزش انواع پروژه های رباتیک . ترفند ویندوز.عکس.ماهواره دی وی بی .لوگو رایگان




عواقب گناه 

گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد

گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاكي آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد

گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

عوامل به وجود آمدن دوستي هاي غير مشروع دختر و پسر 

عوامل به وجود آمدن دوستي هاي غير مشروع دختر و پسر

images%5B73%5D.jpg
1 ـ عدم انسجام خانواده
2 ـ افراط در معاشرتهاى فاميلى
3 ـ وضعيت روانى
دختران و پسرانى كه به نوعى از وضعيت روانى و اجتماعى خويش ناراضى هستند و در اين زمينه خود را سرگردان و آشفته مى يابند, از طريق برقرارى روابط پنهانى با جنس مخالف, در انديشه كسب رضــايت بيشتر و يا يافتن شرايطى هستند ........

منبع:تبیان همدان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

نوجوانان و ميل جنسي 

با عرض سلام خدمت دوستان این مطالب رو داخل سایت(تبيان همدان)خوندم گفتم برای شما هم بزارم بخونید شاید بدردتون خورد و ما هم یه خدمتی کرده باشیم.

نوجوانان و ميل جنسي                                                

بسم الله الرحمن الرحیم

از مهمترين و جديترين مشكلاتي كه در سنين نوجواني پيش مي آيد , مساله ميل جنسي است. اين ميل قويترين ميل غريزي است كه دست تواناي آفرينش در نهاد انسان نهاده است تا پشتوانه بقاي نسل باشد. اين ميل در دوران كودكي حالت خفته دارد و بتدريج آشكار مي شود و در سن بلوغ با تحولي ناگهاني خود را مي نماياند و نقشي موثر در زندگي نوجوان بازي مي كند.

ميل جنسي يك ميل غريزي ساده نيست , بلكه علاوه بر بعد غريزي داراي بعد رواني يا عاطفي نيز است و همين امر موجب قدرت و پيچيدگي آن است . تجربه تاريخي نشان داده است ك در هيچ زمينه اي انسان تا اين اندازه آسيب پذير نيست . اين ميل را مي توان به آتشفشاني تشبيه كرد كه از اعماق وجود انسان بر مي خيزد و اگر به روشي صحيح كنترل ومهار نشود , هر آنچه را كه بر سر راهش باشد ويران مي كند و از بين مي برد, بررسيها نشان مي دهد كه ..........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

قرآن مجيد كتابى است كامل.  

قرآن مجيد مشتمل است‏بر هدف كامل انسانيت و آنرا بكامل‏ترين وجهى بيان ميكند زيرا هدف انسانيت كه با واقع بينى سرشته شده جهان بينى كامل و بكار بستن اصول اخلاقى و قوانين عملى است كه مناسب و لازمه همان جهان بينى باشد و قرآن مجيد تشريح كامل اين مقصد را بعهده دارد.

خداى متعال در وصف آن ميفرمايد: «يهدى الى الحق و الى طريق مستقيم‏» (1) ترجمه:هدايت ميكند قرآن مجيد بسوى حق-در اعتقاد-و بسوى راهى راست-در عمل-) و باز در جائى ديگر پس از ذكر تورات و انجيل ميفرمايد: «و انزلنا اليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه‏» (2) ترجمه:و فرو فرستاديم اينكتاب را بسوى تو بحق در حاليكه كتاب آسمانى را در برابر خود دارد تصديق مينمايد و مسلط و نگهبانست نسبت‏بآن) .

و باز در اشتمال قرآن بحقيقت‏شرايع انبياء گذشته ميفرمايد: «شرع لكم من.....................................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

شناخت تحليلى قرآن  

در اين بخش مى خواهيم به بررسى محتويات قرآن بپردازيم. البته اگر بنا باشد متعرض تك‏تك موضوعات قرآن بشويم، مثنوى هفتاد من كاغذ خواهد شد. اينست كه ابتدا كليات را طرح مى‏كنيم و بعد به ذكر برخى از جزئيات مى‏پردازيم.

قرآن درباره بسيارى از مطالب بحث كرده و در اين ميان روى بعضى از مطالب زياد تكيه كرده است و روى بعضى ديگر كمتر. از جمله مسائلى كه در قرآن مورد بحث قرار گرفته خداى جهان و جهان است. با ببينيم قرآن خدا را چگونه مى‏شناسد. آيا اين شناسائى فيلسوفانه ست‏يا عارفانه؟ آيا بسبك ساير كتابهاى ......................................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

قرآن مجيد كتابى است جهانى  

كتاب: قرآن در اسلام صفحه 20

نويسنده: استاد علامه طباطبايى (رض)

قرآن مجيد در مطالب خود اختصاص بامتى از امم مانند امت عرب يا طائفه‏اى از طوائف مانند مسلمانان ندارد، بلكه با طوائف خارج از اسلام سخن ميگويد چنانكه با مسلمانان ميگويد، بدليل خطابات (1) بسيارى كه بعنوان كفار و مشركين و اهل كتاب و يهود و بنى اسرائيل و نصارى دارد و با هر طائفه‏اى از اين طوائف باحتجاج پرداخته آنان را بسوى معارف حقه خود دعوت ميكند.

و همچنين قرآن مجيد با هر يك از اين طوائف باحتجاج و دعوت ميپردازد و هرگز خطاب خود را مقيد بعرب بودن آنان نميكند چنانكه در مورد مشركين-بت‏پرستان-ميفرمايد: «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزكوة فاخوانكم فى الدين‏» (2) و در مورد اهل كتاب-يهود و نصارى و مجوس نيز كه از اهل كتاب محسوبند-ميفرمايد: «قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم ان لا تعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله‏» (3) ترجمه:بگو اى اهل كتاب بيائيد بسوى كلمه‏اى كه در ميان ما و شما بطور مساوى پذيرفته شود و آن اينست كه جز خداى متعال كسى را نپرستيم و انبازى براى وى قرار ندهيم و برخى از ما برخى ديگر از خدايان خود اتخاذ نكنند) چنانكه مى‏بينيم هرگز نفرموده:اگر مشركين عرب توبه كنند و نفرموده:اى ا...........................................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

قران 

کيفيت نزول وحي از زبان خود پيامبر (ص)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

سوره عاديات (ترجمه فارسي) 

بنام خداوند بخشنده مهربان


سوگند به آن اسب ها كه نفس زنان به سوى ميدان جهاد تاختند ،«1»


و سوگند به آنها كه با نواختن و تاختن بر سنگلاخ ها به وسيله سم هايشان شراره آتش برآوردند ،«2»


و سوگند به آنها كه بامدادان بر دشمن به ناگهان يورش بردند ،«3»


و با آن يورش غبارى برانگيختند ،«4»


و بدين وسيله ميان سپاه دشمن درآمدند ،«5»


به آنها سوگند كه آدمى در برابر نعمت هاى پروردگارش بسيار ناسپاس است .«6»


و او قطعاً بر ناسپاسى خود گواه است .«7»


و چون شيفته مال است بسيار بخيل است .«8»


آيا نمى داند كه ناسپاسى خدا پيامدى ناگوار دارد ؟ آن روز كه دفن شدگانِ در گورها برانگيخته مى شوند .«9»


و آنچه در سينه هاست همه فاش مى گردد .«10»


به يقين ، آن روز پروردگارشان به آنان آگاه است .«11»

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

- مژده به آدم هاي خسيس 

مژده به آدمهاي خسيس!!

 

 


امام علي عليه السلام:
بَشِّر مَال البَخيل بِحادِثٍ اَو وَارِثٍ
بشارت ده مال بخيل را به آفتى از روزگار يا به ميراث خوارى

 

اندوخته‌ي بخيل يا در آفت روزگار تلف گردد، يا به دست ميراث خوار افتد، از بهر آن كه بخيل را دل ندهد كه مال خويش را خوش بخورد، يا در وجه خيرات و طريق مبرات بكار برد.

 

هر كه را مال هست و خوردن نيست

او از آن مـال بهـره كـى دارد

يــا بــه تــاراج حـــادثــات دهـــــــــد

يا بــه ميــراث خـوار بگـذارد


 

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

- ولايتي مهمترين دستاورد امام خميني را قطع يد بيگانه از كشور دانست 

دكتر" علي‌اكبر ولايتي" مشاور مقام‌معظم‌رهبري درامور بين‌المللي مهم‌ترين دستاورد حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي را قطع يد بيگانه و به ارمغال آوردن استقلال پس از دو قرن وابستگي دانست.

به‌گزارش خبرنگار سياسي ايرنا،ولايتي روزيكشنبه درهمايش"امام خميني(ره) و سياست خارجي" كه‌در دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت خارجه برگزار شد، تصريح كرد: مروري بر تاريخ، تفاوت‌هاي دوران وابستگي و استقلال را روشن مي‌كند. در دوران قبل از انقلاب وابستگي ابزار حكومت بود.

وي با اشاره به اينكه مشروطه نيز براي نفي استبداد و خلع يد بيگانه تلاش كرد، افزود: به‌هر حال امام(ره) استقلال را بدست آوردند و آن را تثبيت كردند.

ولايتي گفت: امام بعد از ايجاد استقلال ، يكي از كارهايي كه براي حفظ و تثبيت آن انجام دادند اصلاح سفارتخانه‌ها در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي بود چراكه افرادي كه‌در دوران وابستگي تصدي سفارتخانه‌ها را برعهده داشتند، تفكرات همسو با دو قرن وابستگي را داشتند و بايد افرادي جايگزين مي‌شدند كه استقلال را باور داشتند.

مشاور مقام معظم رهبري موفقيت‌هاي امروز جمهوري اسلامي به ويژه در عرصه سياست خارجي را نتيجه سياست‌هاي خارجي دانست كه امام (ره) پايه گذار آن بودند.

وي به‌مساله عراق اشاره كردوگفت:درتحولات اخير مربوط به‌عراق آمريكايي‌ها از ما خواستند كه براي حل مسايل كمك كنيم‌و اين بدان معناست‌كه ما ظرفيت‌هاي خود را براي حل مسايل منطقه و بين‌المللي افزايش داده‌ايم.

ولايتي حفظ و تثبيت استقلال را مهم تر از بدست آوردن آن دانست و تصريح كرد: سياست خارجي و وزارت امور خارجه نقش مهمي در اين زمينه دارند.

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

- نعمت‏هاى ويژه سليمان(ع) 

نعمت‏هاى ويژه سليمان(ع)


همان گونه كه سليمان از خداى خويش طلب بخشش نمود، از او نيز خواست

 كه بدو ملك و سلطنتى عنايت كند كه مانند آن را به ديگرى ندهد، خداوند دعاى وى را مستجاب گردانده

 و اين نعمت‏ها را به او ارزانى داشت.

نخست: باد را مسخّر او گردانيد و آن را تحت فرمان او قرار داد، تا به دستور وى هر كجا كه مى‏خواست مى‏وزيد.

دوم: شياطين را مسخّر او و در خدمتش مقرر داشت و برخى از آنها بنّايى مى‏دانستند

 و كاخ‏ها و دژها بنا مى‏كردند و بعضى غواص بودند كه از دريا مرواريد و سنگ‏هاى قيمتى و گرانبها بيرون مى‏آوردند،

 چنان كه خداوند وى را بر شياطين كافر نيز استيلا بخشيده بود كه براى در اَمان بودن از شرّ و گزند آنها، آنان را به بند مى‏كشيد.

تمام اين سلطنت و مُلك را خداوند براى سليمان(ع) مهيّا ساخت و به او اجازه داد، هرگونه كه مى‏خواهد از آنها

 استفاده كند، به هر كس كه مى‏خواهد ببخشد و از هر كس كه بخواهد دريغ كند، و در كنار همه اينها

 در پيشگاه خداوند از مقامى بس ارجمند برخوردار بوده و در آخرت بهشت جاودان جايگاه او بود. خداى متعال فرمود:

قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكاً لا يَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِى إِنَّكَ أَنْتَ الوَهّابُ * فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِى

 بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ * وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنّاءٍ وَغَوّاصٍ * وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى الأَصْفادِ *

 هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ * وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَحُسْنَ مَئابٍ؛(4)

عرضه داشت: پروردگارا، مرا ببخش و ملك و سلطنتى به من عطا فرما كه پس ازمن

 سزاوار هيچ‏كس نباشد، به راستى كه تو بسيار بخشنده‏اى. ما باد را مسخّر او گردانيديم

 كه به فرمان او به‏آرامى هر كجا مى‏خواست مى‏وزيد و نيز شياطينى كه همه بنّا و غواص بودند،

در اختيار وى بودند و برخى ازآنها را به بند كشيده بود، و اين است عطا و بخشش ما. اكنون

 به هر كه خواهى بى‏حساب بده و يا منع نما، به راستى كه سليمان از مقرّبين ما بود و سرانجامى نيك داشت.

قرآن در جايى ديگر تصريح مى‏كند كه خداوند باد را مسخّر سليمان گرداند، به گونه‏اى كه

 مسافت يك ماه را از صبح تا ظهر مى‏پيمود، در هر مسيرى كه مى‏خواست آن را فرمان مى‏داد و به

 هركجا كه مى‏خواست باد وى را منتقل مى‏ساخت و اين كارى بود كه در عصر و زمان ما، بعيد

 به نظر مى‏رسد، چه اين‏كه انسان علم ودانش را در اين زمان براى اهداف بلندش

مسخّر خود ساخته و به خدمت گرفته است. هواپيماهاى جت و فضا پيماهايى

 اختراع كرده كه انسان را در اندك زمانى به دورترين نقاط زمين انتقال داده و آدمى را به كره ماه منتقل مى‏سازد.

قرآن يادآور مى‏شود كه خداوند چشمه‏اى را در زمين مسخّر سليمان ساخت كه از آن مِس گداخته

بيرون مى‏آمد، چنان كه جنّيان را به خدمت او گمارده و به دستور او عمل مى‏كردند و هر كدام

 از آنها از اجراى فرمان الهى به دستور سليمان سرپيچى مى‏كردند، خداوند آنها را

 در آخرت به آتش سوزان دوزخ عذاب مى‏كند و اين جنّيان، هر چه را سليمان اراده مى‏كرد

 برايش مى‏ساختند از معبد و كاخ گرفته تا مجسّمه و نقاشى‏هاى اشكال وحوش و پرندگان،

 و نيز ظرف‏هاى بزرگى براى خوردن غذا، هم‏چون حوض‏هاى بزرگ و ديگ‏هايى سنگين و ثابت

و غير قابل انتقال براى پختن غذا، براى وى تهيه مى‏كردند. خداوند بعد از آن‏كه اين نعمت‏ها

 را به آل داود عنايت فرمود، آنان را مخاطب ساخت و فرمود: اى آل داود، در اطاعت خدا بكوشيد

 و او را به شكرانه نعمت‏هايى كه به شما ارزانى داشته، پرستش نماييد:

وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَرَواحُها شَهْرٌ وَأَسَلْنا لَهُ عَيْنَ القِطْرِ وَمِنَ الجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ

 بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ * يَعْمَلُونَ لَهُ ما

 يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَتَماثِيلَ وَجِفانٍ كَالْجَوابِ وَقُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ؛(5)

و باد را به تسخير سليمان در آورديم، كه در صبحگاه يك ماه راه برود و عصر نيز يك ماه طى

 مسير كند و مس گداخته را برايش جارى ساختيم. جنيان به دستور خدا برايش كار مى‏كردند

 و هر كدام را كه از فرمان ما سرپيچى كردند، ازعذاب آتش سوزان مى‏چشانيم. هر چه او مى‏خواست

 برايش مى‏ساختند، مانند معابد، مجسمه‏ها، ظروف بزرگ مانند حوض و ديگ‏هاى

 بزرگ غير قابل انتقال. اى خاندان داود، شكر و سپاس خدا را به جاى آوريد، و اندكى از بندگانم سپاسگزارند.


اَسبان سليمان


از جمله نعمت‏هايى كه خداوند به سليمان ارزانى داشت، اسب‏هاى اصيل بود كه وى در اختيار داشت

 و گاه گاهى آنها را در برابر خويش به معرض تماشا مى‏گذارد. يكى از روزها، سليمان دستور داد

 تا اسب‏ها را مقابل وى حاضر كنند و سپس با فخر و مباهات به اسب‏ها، رو به اطرافيان خويش كرده

 و گفت: من اين اسب‏ها را به‏خاطر دنيا و بى‏نيازى در دنيا نمى‏خواهم، بلكه بدين سبب

 به آنها علاقه‏مندم كه به واسطه آنها خدا را به ياد آورده و در راه دين و آيين وى از آنها استفاده كنم.

 و سپس به تماشاى اسبان پرداخت. اسب‏ها از مقابل وى عبور كرده تا از ديده‏ها پنهان شدند،

 ولى عشق و علاقه سليمان به اسب‏ها فرو ننشست، لذا دستور داد مجدداً آنها را دربرابرش حاضر كنند

 و خود به‏پاخاست و با دست خويش پاها و گردن آنها را نوازش داده و تيمار نمود و از اين كارها چند هدف را دنبال مى‏كرد:

اول: براى ارزش قائل شدن به آنها بود؛ زيرا اسب در آن زمان يكى از برجسته‏ترين

 وسايل و ابزار مقابله با دشمن به شمار مى‏رفت.

دوم: خواست نشان دهد كه وى به امور سياسى و مملكت دارى اهتمام فراوان دارد، به‏گونه‏اى كه بيشتر كارها را خود شخصاً انجام مى‏دهد.

سوم: چون حضرت، آشناى به وضعيت اسب‏ها بود عيب و بيمارى‏هاى آنها را تشخيص مى‏داد، لذا آنها

را آزمايش مى‏كرد تا بداند نشانه‏هاى بيمارى در آنها وجود دارد يا نه. خداى متعال فرمود:

وَوَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ العَبْدُ إِنَّهُ أَوّابٌ * إِذ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالعَشِىِّ الصافِناتُ الجِيادُ *

 فَقالَ إِنِّى أَحْبَبْتُ

حُبَّ الخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّى حَتّى‏ تَوارَتْ بِالْحِجابِ *

رُدُّوها عَلَىَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ؛a= "#016">(6) و سليمان را به داود عطا كرديم. او بهترين بنده ما بود و زياد به

 درگاه

خدا تضرّع و زارى مى‏كرد. آن‏گاه كه اسب‏هاى تندرو را هنگام عصر بر او ارائه دادند، وى

 گفت: من اين اسب‏ها را به خاطر پروردگارم دوست دارم. تا اين‏كه آفتاب غروب كرد، سپس

خطاب كرد آنها را برايم باز گردانيد و به دست كشيدن بر ساق و يال و گردن اسب‏ها و نوازش آنها پرداخت.

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

سرگذشت داود (ع) 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

سرگذشت ايوب(ع) 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

همانند ناپذيري سوره كوثر 

آفتاب آمد دليل آفتاب


همانند ناپذيري سوره كوثر

سوال:

سوره‌اي كه در مقابل سوره كوثر ساخته شده، چه اشكالي دارد؟ سوره اين است: «انا اعطيناك الجواهر* فصل لربك و هاجر* إن شانئك هو الكافر» يعني به نظر شما آيا اين سوره مثل سوره كوثر يا سوره‌هاي ديگر نيست؟

جواب:
بايد دانست كه معارضه آداب مخصوص خود را دارد و نمي‌توان به هر گفته معارض اطلاق كرد. در معارضه با يك كلام بايد يه چند نكته توجه داشت:

1- روش كاملا بايد فرق كند؛ بنابراين همان طور كه قرآن روش جديدي آورده، گفته‌هاي معارضان نيز بايد روش جديد داشته باشد؛ يعني نه شعر باشد و نه نثر مسجع؛ بلكه داراي سبكي ناشناخته باشد.

مقايسه چنين گفته‌هاي ضعيف و بي محتوايي با كلام مبين و معجزه الهي جايي ندارد و تنها فايده آن روشن‌تر شدن زيبايي‌ها و چهره‌هاي فرا بشري قرآن است
2- معارض نبايد از واژه‌هاي كلامي كه مي‌خواهد مقابل [آن را] بياورد، استفاده نمايد و تنها يكي از دو كلمه آن را تغيير دهد؛ چرا كه در اين صورت معارضه نيست؛ بلكه يك دزدي آشكار است.

3- معارض بايد به معناي كلامي كه مي‌خواهد با آن معارضه كند توجه داشته باشد؛ بنابراين اگر كلامي كه مي‌خواهد مقابل آن را بياورد از جهت معاني، مافوق سطح معمولي كلام مردم باشد، بايد كلام وي نيز اين چنين باشد؛ نه اين كه فقط به روش و يا به واژه‌هاي كلام توجه داشته باشد؛ براي نمونه يك نوع معارضه را مطرح مي كنيم: جرير شاعر، بني تميم را اين گونه مدح مي‌كند:

اذا غضبت عليك بنو تميم حسبت الناس كلهم غِضاباً

«اگر بني تميم بر تو غضب كنند، گويي همه مردم غضبناك شده‌اند»

ابو نواس شاعر نيز در همين راستا چنين مي‌سرايد:

ليس علي الله بمستنكر ان يجمع العالم في واحد

«براي خدا دور نيست كه عالمي را در يك جا جمع كند»

بايد دانست كه معارضه آداب مخصوص خود را دارد و نمي‌توان به هر گفته معارض اطلاق كرد.


چنان كه ملاحظه مي‌كنيد، ابونراس علاوه بر اين كه از واژه‌هاي كاملا تازه بهره جسته، يك مطلب را از جهت معنا، بر معناي كلام جرير افزوده است و آن اين كه جرير، بني تميم را گويي همه مردم پنداشت ؛ ولي ابونواس، همه عالم را در بني تميم ديد و اين مدح، بليغ تر، قوي تر و رساتر است.(1)

اما در مورد عبارتي كه در برابر سوره كوثر در پرسش آمده : «انا اعطيناك الجواهر، فصل لربك و هاجر، ان شانئك هو الكافر» بايد گفت سازنده اين عبارت علاوه بر اين كه روش آن را از سوره كوثر دزديده و از كلمات اين سوره نيز كاملا استفاده كرده (انا اعطيناك، فصل لربك، إن شانئك) با تعويض بعضي از كلمات، معناي آن را به حضيض ذلت و بي مايگي كشانيده و به شدت نزول داده است.

تمام فقرات اين جمله‌ها، بر اثر تعويض كلمات آن به مشكل برخورده و معاني درهم و برهمي ساخته كه جاي تعجب است. واقعا گوينده اين جملات چگونه آن را در مقابل سوره كوثر ارائه داده است؟!

بايد پرسيد: منظور از «الجواهر» چيست؟ و «ال» آن، چه وجهي دارد؟ اگر منظور از «جواهر» سنگ قيمتي و يا به تعبير ديگر امكانات مادي باشد، چه احتياج به مهاجرت است (وهاجر) و آن، چه ارتباطي به تكفير دارد؟ اگر مقصود امكانات مادي باشد، آيا بايد در مكان و وطن خود بماند و از امكانات مادي –كه وجودش در امر تبليغ بسيار مهم است- كاملا استفاده كرده، از عقايد و افكار خويش دفاع كند؟ يا مانند كساني كه هيچ ندارند، كوچ كرده و در دياري ديگر و به اميد موفقيت مسكن گزيند؟ از طرفي اگر مقصود جواهر باشد، چرا امر به نماز (فصلّ) مي‌شود؟ آيا مال و منال دنيا اين قدر مهم است كه براي آن و به شكرانه آن نماز گذارد؟ درست مانند كسي كه قبله و آرزو و مقصد و هدفشان دنيا است و براي رسيدن به آن حاضرند حتي بر ابليس سجده كنند! چرا كه از امر به نماز، تاكيد بر اين مطلب استفاده مي‌شود؛ اگر منظور از «جواهر» حقايق باشد، باز پرسيده مي‌شود چه ارتباطي بين اين حقايق و هجرت وجود دارد؟ آيا كسي كه حقايقي دارد، بايد در آن را آشكار و از آن دفاع كند يا صرفا هجرت كند و مخالفان را در گمراهي و ظلالت باقي بگذارد! از اينها گذشته، چه تناسبي با اعطاي خدا و تشنيع كافر وجود دارد و خدا چگونه مدعي نبوت دفاع كرده است؟!

تمام فقرات اين جمله‌ها، بر اثر تعويض كلمات آن به مشكل برخورده و معاني درهم و برهمي ساخته كه جاي تعجب است. واقعا گوينده اين جملات چگونه آن را در مقابل سوره كوثر ارائه داده است؟!

حال به «ال» «الجواهر» بپردازيم: اگر «ال» عهد باشد، چيزي در كلام نداريم تا مرجع آن را مشخص كند و اگر «ال» براي عموم جواهرات باشد، مي‌گوييم اين يك دروغ بسيار بزرگ است؛ چرا كه خداوند همه جواهرات را به مخاطب اين جملات (مدعي دروغگو) نداده است!

بنابراين، مقايسه چنين گفته‌هاي ضعيف و بي محتوايي با كلام مبين و معجزه الهي جايي ندارد و تنها فايده آن روشن‌تر شدن زيبايي‌ها و چهره‌هاي فرا بشري قرآن است.

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

نهج البلاغه  

خطبه 9

وَ قَدْ اءَرْعَدُوا وَ اءَبْرَقُوا، وَ مَعَ هَذَيْنِ الْاءَمْرَيْنِ الْفَشَلُ،

 وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لاَ نُسِيلُ حَتَّى نُمْطِرَ


همانند تندر خروشيدند و چون آذرخش شعله افكندند. با اينهمه ، ترسيدند و در كار بماندند. ما چون تندر

 نمى خروشيم ، مگر آنگاه ، كه خصم را فرو كوبيم و سيل روان نمى كنيم مگر آنگاه كه بباريم .

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 خطبه 10

اءَلا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجِلَهُ وَ إ نَّ بَصِيرَتي لَمَعى مَا لَبَّسْتُ عَلى نَفْسِي

وَ لا لُبِّسَ عَلَيَّ وَ ايْمُ اللَّهِ لَاءُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضا اءَنّا مَاتِحُهُ لاَ يَصْدُرُونَ عَنْهُ وَ لاَ يَعُودُونَ إِلَيْهِ.


آگاه باشيد كه شيطان حزب خود را گرد آورده و سواران و پيادگانش را بسيج كرده است .

 همان بصيرت ديرين هنوز هم با من است . چنان نيستم كه چهره حقيقت را نبينم و حقيقت نيز بر من پوشيده نبوده است .

 به خدا سوگند، بر ايشان گودالى پر آب كنم ، كه چون در آن افتند بيرون شدن نتوانند و چون بيرون آيند،

 هرگز، هوس نكنند كه بار ديگر در آن افتند.

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

خطبه 11

تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لاَ تَزُلْ، عَضَّ عَلى نَاجِذِكَ، اءَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْاءَرْضِ قَدَمَكَ،

 ارْمِ بِبَصَرِك اءَقْصَى الْقَوْمِ، وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ اءَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ

 

اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان . دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاريت به خداوند بسپار

 و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را زير نظر گير

 و صحنه هاى وحشت خيز را ناديده بگير و بدان كه پيروزى وعده خداوند سبحان

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

خطبه 12

اءَ هَوى اءَخِيكَ مَعَنَا؟ فَقَالَ: نَعَمْ، قَالَ: فَقَدْ شَهِدَنَا، وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِي عَسْكَرِنَا

هَذَا اءَقْوَامٌ فِي اءَصْلاَبِ الرِّجَالِ وَ اءَرْحَامِ النِّسَاءِ، سَيَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ يَقْوى بِهِمُ الْإِيمَانُ.


پس همراه ما بوده است . ما در اين سپاه خود مردمى را ديديم كه هنوز در صلب مردان و زهدان زنان هستند.

 روزگار آنها را چون خونى كه بناگاه از بينى گشاده گردد، بيرون آورد و دين به آنها نيرو گيرد.

<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 خطبه 13

كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاءَةِ وَ اءَتْباعَ الْبَهِيمَةِ، رَغا فَاءَجَبْتُمْ، وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ، اءَخْلاَقُكُمْ دِقَاقٌ، وَ عَهْدُكُمْ شِقَاقٌ،

 وَ دِينُكُمْ نِفَاقٌ، وَ مَاؤُكُمْ زُعَاقٌ، وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ اءَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ، وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ،

كَاءَنِّي بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ، قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِهَا، وَ غَرِقَ مَنْ فِي ضِمْنِهَا.


وَ فِي رِوَايَةٍ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتَّى كَاءَنِّي اءَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِها كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ اءَوْ

 نَعَامَةٍ جَاثِمَةٍ، وَ فِي رِوَايَةٍ كَجُؤْجُؤِ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ

 

شما سپاهيان آن زن (7) بوديد و پيروان آن ستور.(8) كه چون بانگ كرد اجابتش كرديد و چون كشته شد

 روى به گريز نهاديد. خلق و خويتان همه فرومايگى است . پيمانهايتان گسستنى است و دينتان دورويى است

 و آبتان شور است . آن كس كه در ميان شما زيست كند گرفتار كيفر گناه خويش است . و آنكه از ميان شما رخت بربندد

، به رحمت پروردگارش ‍رسيده است . گويى مسجد شما را مى بينم ، كه چون سينه كشتى است بر روى دريا،

 زيرا شهرتان در گرداب عذابى كه خداوند از فرازش و فرودش فرستاده ، گرفتار است و همه ساكنان آن غرق شده اند.


((در روايتى چنين آمده است )): سوگند به خدا شهرتان در آب غرق مى شود، چنانكه گويى مسجدتان را مى بينم

 كه همانند سينه كشتى سر از آب بيرون دارد. يا همانند شتر مرغى بر زمين خفته . (و در روايتى ) چون سينه پرنده اى بر لجّه دريا.

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |

حديث :رسول گرامي اسلام (ص) 

رسول گرامي اسلام (ص)


مَن تَفاقَرَ افْتَقَرَ .

هر كه خود را فقير نشان دهد ، نيازمند گردد .

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

رسول گرامي اسلام (ص)


اَلبِطنَهُ تُقسيَ القَلبَ .

پرخوري قلب را سخت مي كند .

نوشته شده توسط رئوف | لینک ثابت | موضوع: مذهبی |